بازيگر سوئدي الاصل و فوق ستاره دهه چهل هاليوود در 29 آگوست 1918 از پدري سوئدي و مادري آلماني به دنيا آمد. در کودکي مادرش را از دست داد و پس از تحصيل در آکادمي هنرهاي دراماتيک استکهلم بازي در فيلم هاي سوئدي را آغاز کرد و در عرض يکسال به ستاره اول سينماي سوئد تبديل شد. آخرين فيلم او اينترمتسو (ميان پرده) مورد توجه ديويد سلزنيک فيلم ساز معروف هاليوود (سازنده فيلم بر باد رفته) قرار گرفت و از او براي بازسازي دوباره اين فيلم در آمريکا دعوت کرد. موفقيت دوباره اين فيلم در آمريکا زمينه آغاز حضور برگمن در آمريکا بود. پس از ورود به هاليوود تيپ منحصر به فرد او که با تمام بازيگران زن آن زمان متفاوت بود به خصوص ويژگي طبيعي بودن ( به دليل عدم نياز به گريم صورت) در کنار زيبايي مسحور کننده و بازي هاي هنرمندانه او مورد توجه و استقبال بسيار قرار گرفت به طوري که روزنامه ها در وصف او نوشتند خانم برگمن نه تنها بازيگري واقعا هنرمند است بلکه اين قدر زيباست که خود نيز يک شاهکار هنري به شمار مي آيد . استعدادي که او در فيلم هايش به نمايش گذاشت باعث شد که در عرض سه سال به ستاره زن اول سينماي آمريکا مبدل شود. . پس از بازي درخشان در فيلم دکتر جکيل و آقاي هايد براي ايفاي نقش مقابل همفري بوگارت در فيلم معروف کازابلانکا انتخاب شد که امروزه از آن به عنوان محبوب ترين فيلم تاريخ سينماي آمريکا نام مي برند . سپس در فيلم معروف زنگها براي که به صدا در مي آيد در مقابل گري کوپر بازي کرد تا اينکه بازي عالي او در فيلم چراغ گاز به کارگرداني کيوکر اولين جايزه اسکار را برايش به ارمغان آورد يکسال بعد فيلم طلسم شده را با کارگردان معروف آلفرد هيچکاک و بازي گريگوري پک ساخت که موفقيت زياد فيلم باعث شد که سلزنيک بلافاصله فيلم معروف بدنام را پيشنهاد بدهد . اينبار هم بازي درخشان او در برابر کري گرانت و کارگرداني عالي هيچکاک شاهکاري جديد آفريد . محبوبيت روز افزون او با بازي در فيلم ناقوس هاي سنت ماري به نقش يک راهبه پر جنب و جوش و فروش عالي فيلم افزايش يافت و عموم مردم آمريکا نه تنها او را بازيگر محبوب خود بلکه الگويي از يک زن نجيب و نيمه مقدس مي دانستند. اين الگوي مقدس با بازي او در فيلم ژاندارک به کارگرداني ويکتور فلمينگ (کارگردان بر باد رفته) به اوج رسيد. طي سه سال پياپي او قهرمان مسابقات محوبيت در آمريکا شده بود چيزي که قبل از آن سابقه نداشت. شور و شوقي که او در اواسط دهه چهل در ميان تماشاگران بوجود آورد تا به امروز نظير نداشته است. اما روزگار هم بازي هاي خطرناکي براي او در نظر گرفته بود تا شمايل بت گونه اش را بشکند .